نقد شخصی فیلم به عنوان یک تماشاچی
در شهر خبری نیست اصلا یه داستان کامل نداشت و انگار فقط سهوا یا عمدا سر مردمی رو که به خاطر بازیگرای فیلم به سینما رفتند کلاه گذاشته باشند.
سریال مرگ تدریجی یک رویا که جامعه رو به دو طبقه ی سنتی و غیر سنتی تقسیم کرده بود و اصرار داشت که قشر سنتی ادم خوب ها هستند در حالی که در واقعیت٬ بیشتر مردم در بین این دو طبقه جا می گیرند و این که اصولا دنیا و مردمش سیاه سیاه یا سفید سفید نیستند بلکه خاکستریند.
از آقای جیرانی با سریال های خوبی که در کارنامه ش داره این کار بعید بود.هر چند من روش فیلمبرداری و پخش همزمان با چند دوربین و از چند جهت رو بسیار دوست داشتم.
مجنون لیلی(!!!) ٬پسران اجری(مزخرف) ٬توفیق اجباری(به نظر میاد موضوع های بهتر یا مهم تری از این که زندگی یه ستاره ی سینما چجوری می گذره هم هست.) ٬اقلیما (قصه تکراری بود)
مسلما مهمترین فاکتور یه فیلم موفق داستانشه.نمونه ش هم فیلم های بسیار خوبی مثل: هامون٬ زن زیادی ٬اتش بس ٬سنتوری ٬خانه ای روی اب ٬شمعی در باد ٬بید مجنون ٬حکم٬گاهی به اسمان نگاه کن.روز سوم ٬سربازهای جمعه ٬باغ های کندلوس ٬شاه خاموش .....هستند.
فیلم های متوسط خوب هم: هم خانه ٬رفیق بد ٬دایره ی زنگی٬چهارانگشتی....
توت فرنگی
هلیا ملقب به توت فرنگی